X
تبلیغات
Iranian Culture فرهنگ و مـوسیـقی ما - زن در آسیای میانه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش سوم

زن در آسیای میانه

  مطالب مرتبط:

زنی به نام گوهرپاک

 داستان روناک

زن درمانی

رویای یک زن خیابانی

 جوامع رنگارنگ ماوراءالنهر یا آسیای میانه امروزی علی‏رغم تفاوت‏های قومی و زبانی‏شان، مانندی‏های بسیار به هم دارند. تقریباً می‏توان گفت بخشی از ویژگی مردمان ایران قدیم را همچنان حفظ کرده‏اند که این موارد را در رفتار و سلوک اجتماعی ایشان به روشنی می‏توان دید. برای زنان و مردان آسیای میانه، تعاریف زنانه و مردانه کشور ما چندان جاری نیست. اول این که در این سرزمین‏ها، کار مفهومی مستقل از جنسیت دارد و هر کس که نامش آدمیزاد است، دستی بر کار دارد و بدین وسیله گذران زندگی می‏کند. هیچ گونه دسته‏بندی و تقسیمات جنسیتی برای کار وجود ندارد. هر کس فارغ از این که زن است یا مرد و متناسب با توانایی‏هایش در گردش امور جامعه نقش خود را بازی می‏کند. در نتیجه زنان در هر شغلی که بتوان تصور کرد، حضور دارند. از بازار، زمین کشاورزی، دامپروی و خدمات گرفته تا آموزش و نظامی‏گری و صنعت می‏توان زنانی را دید که حتی با همان پوشش خانگی خود مشغول به کار هستند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

 سمرقند - ازبکستان

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

آلماتی - قزاقستان 

 

 سفرنامه ماوراءالنهر

عشق‏آباد - ترکمنستان 

 

حضور پررنگ زنان در عرضه‏های اجتماعی نخست ریشه در سنت زندگی اهالی ماوراءالنهر دارد که همانند ایران قدیم، زن و مرد بدون هیچ دسته‏بندی اجتماعی و دینی به فعالیت اقتصادی می‏پرداختند و دیگر این که آشنایی ایشان با دنیای ماشینی و مدرن از طریق فرهنگ روسی نیز باعث شده زنان این منطقه نقش بیشتری در فعالیت‏های اقتصادی بر عهده بگیرند. البته به طور طبیعی بخشی از امور دست مردان است و این نه به خاطر تقسیم‏بندی‏های دستوری همانند کشور ماست. بلکه میزان توانایی مردان در برخی امور، عملاً آن‏ها را به آن سمت و زنان را به سمتی دیگر سوق داده است. به همین دلیل مشاغلی که نیازی به تخصص آنچنانی ندارند و غالباً از عهده زنان برمی‏آیند، به سرعت توسط ایشان اشغال می‏شوند. در این خصوص هیچ دَک و پُزی به چشم نمی‏آید. من در طول این مدت 28 روزه حتی یک مورد رفتگر مرد ندیدم. همه خیابان‏ها، پارک‏ها و فضاهای سبز، در دستان زنان کارگر می‏چرخید، از جارو کردن گرفته تا گلکاری و آبیاری. بر عکس فکر نمی‎کنم در همه ایران بشود ده نفر خانم پیدا کرد که به نظافت پارک و خیابان مشغول باشند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

بازار پنج‏شنبه خجند - تاجیکستان

 

سفرنامه ماوراءالنهر

ماری - ترکمنستان 

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

اوش - قرقیزستان

 

در شهرهای پیشرفته‏تری چون آلماتی، زنان راننده اتوبوس کم نیستند. غالب هتل‏ها و مراکز اقامتی در عشق‏آباد، تاشکند و دوشنبه توسط زنان اداره می‏شوند. حضور زنان در مراکز آموزشی و پزشکی خیلی پر رنگ‏تر است. تقریباً بازارهای منطقه با حضور ایشان رونق دارد. حتی در بازار سبز آلماتی و بازار پنج‏شنبه در خجند، می‏توان گفت بالای 60 درصد فروشندگان زن بودند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

دوشنبه- تاجیکستان

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

بازار سبز دوشنبه- تاجیکستان 

 

سفرنامه ماوراءالنهر

اوش - قرقیزستان

 

پوشش

سفرنامه ماوراءالنهر

 

به قول مولوی که می‏گوید «هیچ آداب و ترتیبی مجوی/ هر چه می‏خواهد دل تنگت بگو» زنان آسیای میانه در خصوص پوشاک همانی هستند که دوست دارند باشند، نه آنی که دیگران دوست دارند باشند. هم قانون مدنی این کشورها و هم دین رایج –چه اسلام و چه مسیحیت- آزادی کامل در انتخاب پوشش زنان را داده است و آن چه در شهرها و روستاها دیده می‏شود به واقع برآمده از سلایق شخصی و اجتماعی مردمان این منطقه است. اگر زنان روستایی در ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان تقریباً به طور کامل خود را پوشانده‏اند، تنها بر اساس یک سنت زندگی اجتماعی و قومی ایشان است. اگر زنان شهری در تاشکند و آلماتی و بیشکک و عشق‏آباد با پوشش‏هایی اسلامی، نیمه اسلامی و غیر اسلامی به چشم می‏خلند، برآمده از تأثیرات زندگی سنتی، آموزه‏های دینی و رویکردهای نوین به جامعه غربی و روسی است.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

بخارا - ازبکستان

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

پوشش سنتی زنان اوش - قرقیزستان

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 

در کشوری مانند قزاقستان که هزاران کیلومتر از سرزمین وحی فاصله دارد، گرایش بیشتری به حفظ ظواهر اسلامی از جمله حجاب و ساخت مسجد دیده می‏شود. ضمن این که حجاب در زندگی سنتی قزاق‏ها به شکلی دیگر بوده و اینک در تداخل با آموزه‏های دینی، جلوه‏ای پررنگ‏تر یافته است. با وجود همه آزادی‏های مربوط به پوشاک زنانه، تفاوت فرهنگی افراد بومی با اقلیت روسی به شدت، خودنمایی می‏کند. در حالی که بی‏حجابی بیشتر زنان بومی این منطقه در حد نداشتن روسری و احیاناً پوشیدن دامن بدون شلوار خلاصه می‏شود، زنان روسی در این خصوص کاملاً با الگوهای نیمه‏عریان و یا کمی زننده در کوچه و خیابان آمد و شد می‏کنند به طوری که از فاصله دور نیز تنها با دیدن کلیت پوشش آن‏ها می‏توان تشخیص داد که روس هستند یا بومی.

 

سفرنامه ماوراءالنهر 

شهر پنجکنت- تاجیکستان

 

آرایش

 سفرنامه ماوراءالنهر

 

اگر مقام اولی آرایش‏های غلیظ در خاورمیانه نصیب عرب‏ها بشود بدون اغراق و تعصب مقام دومی از آن زنان ایران خواهد بود! پیش از این نوشتم که زنان ترکیه نسبتی با این گونه زرق و برق‏ها ندارند و از این جهت بسیار به اورپایی‏ها می‏مانند. در آسیای میانه چیزی میان ایران و ترکیه می‏توان تصور کرد. در برخی نقاط و به ویژه مراکزی دور از سر و صدای شهری، زنان همان گونه به خیابان می‏آیند که در خانه هستند. اساساً در زندگی سنتی ایشان آرایش جایگاهی ندارد و شاید در وقت به خصوصی کمی به سر و روی خود برسند ولی معمولاً برای این که راهی بازار بشوند و یا سر کار بروند، روبروی آینه عملیات بطونه‏کاری نمی‏کنند. اما زنان شهری در این منطقه کمی رفتار متفاوتی دارند. اندکی از آن‏ها را می‏توان دید که همانند زنان و دختران میدان ولی عصر تهران و چهارباغ اصفهان غرق در رنگ‏های زننده شده‏اند تا دل مردان دور و برشان را آب کنند. تعداد این گونه زنان آن قدر کم است که در هر جای آسیای میانه حتی می‏توان شمرد ولی شما در مشهد و شیراز و تبریز نمی‏توانید بشمارید! حساب از دست‏تان خارج می‏شود. حتی زنان روسی که از نظر پوشش، لختی‏ترین زنان آن منطقه محسوب می‏شوند، چندان با آرایش‏های غلیظ به چشم نمی‏آیند. شاید آزادی عمل در انتخاب نوع پوشش یکی از دلایل کم توجهی زنان آسیای میانه به مصرف بیش از اندازه مواد و لوازم آرایشی باشد.

 

ازدواج

شاید غلوآمیز باشد اگر بگویم در آسیای میانه، دختر 24 پیدا نمی‏شود. دست کم ماری، بخارا، سمرقند، بیشکک، خجند، پنجکت و دوشنبه چنین بود. روشن‏تر بگویم فرهنگ مسخره‏ای که در کشور ما بر اثر عوامل گوناگون در 3 دهه اخیر شکل گرفته و میلیون‏ها پیر دختر و پیر پسر تولید کرده است، در آسیای میانه وجود ندارد. جفت‏گیری به معنی مثبت آن در میان این مردمان یکی از ضروریات زندگی است و فارغ از این که چه داریم و چه نداریم و فلانی چقدر دارد، وقتی پسر و دختر به آستانه 19 و 20 می‏رسند و مشکل خاصی همانند سربازی و یا دانشگاه سر راه‏شان نباشد، پیوند زناشویی می‏بندند. به همین دلیل اگر برای مثال من 42 ساله بخواهم در این سرزمین همسری نزدیک به سن خود انتخاب کنم، با تقریب صددرصد دختری پیدا نخواهم کرد، مگر این که طرف روان‏پریش و یا کور و کچل باشد! در پرس و جوهایی که داشتم، بیشترین سن دختران دم بخت همان 24 سال بود که خودشان هم معترف بودند برای ازدواج کمی دیر شده است. وقتی می‏گفتم ما در ایران دختران 30، 35، 40، 45 و حتی 50 ساله داریم، علی‏رغم این که عموماً آدم‏های زودباوری هستند، در این مورد کمی مقاومت می‏کردند تا با تأکید بسیار حالی می‏کردم من اهل شوخی نیستم.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

ماری - ترکمنستان

 

با وجود مسلمان بودن عموم مردم و اجازه گزینش 4 همسر دائم از طرف علمای دین، قانون مدنی ترکمنستان و ازبکستان اجازه ثبت بیش از یک زن در شناسنامه را نمی‏دهد. قرقیزستان و قزاقستان و تاجیکستان را نپرسیدم ولی به گمانم آن‏ها نیز چنین باشند. در واقع چند همسری قانونی وجود ندارد ولی غیر قانونی و البته شرعی وجود دارد. منظورم خانم‏بازی نیست، بلکه چیزی شبیه همان صیغه در فرهنگ شیعه. دولت ازبکستان تا زمانی که همسران غیر رسمی برای زن رسمی دردسر ایجاد نکنند، کاری به کار مرد خانواده ندارد ولی اگر میان‎شان جنگ بیفتد، مرد بیچاره می‏باید تاوان چندزنی خود را پس بدهد. با این که در مذهب تسنن صیغه وجود ندارد ولی در ترکمنستان زن دوم را با پرداخت مبلغ اندکی به شیخ محل یا همان آخوند به عقد خویش در می‏آورند که البته رسمی نیست ولی پیگرد قانونی هم ندارد.

 

 سفرنامه ماوراءالنهر

بخارا - ازبکستان

 

بکارت دختران

بر خلاف فرهنگ روسی که قید و بند چندانی برای روابط جنسی زن و مرد تعیین نمی‏کند، مردمان پارسی‏زبان این منطقه نسبت به وجود پرده بکارت دختران در شب زفاف درست همانند ایران خودمان حساسیت دارند و اگر دختری بکارت خویش را به هر دلیلی از دست داده باشد به قول اهالی سمرقند «شوی نمی‏گیرد». وجود این حساسیت را در میان اقوام قرقیز، قزاق، ازبک و ترکمن نتوانستم ردیابی کنم. یعنی هم‏صحبتی نبود ولی تصور می‏کنم آنان نیز بنا بر سنت زندگی ایلی و چادرنشینی خود، در این خصوص حساسیت خاصی داشته باشند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

دختران دانش آموز در سمرقند برای نظافت خیابان بسیج شده‏اند 

 

آسیب‏های اجتماعی

 

سفرنامه ماوراءالنهر

دوشنبه - تاجیکستان 

 

انگار عصر حاضر یک قاعده جهانشمول دارد که تقریباً همه ملت‏های دور و نزدیک از تمدن مغرب زمین، به نوعی از آن پیروی می‏کنند. یکی از این قواعد نانوشته گرایش جوانان به الگوهای غربی در خصوص پوشش، رفتار و روابط اجتماعی است. در شهرهای بزرگ آسیای میانه همانند تهران و مشهد و شیراز و تبریز و اصفهان، می‏توان خیل دختران و پسران را در کوچه و خیابان و فضاهای سبز دید که در یکدیگر می‏لولند و مشغولند. نوع پوشش آن‏ها نیز گویا از یک قاعده جهانی پیروی می‏کند. همچنین سیگار کشیدن ایشان در نگاه نخست به چشم هر تازه‏واردی چون من می‏رود. از این نظر، شهرهای بزرگ آسیای میانه نیز تفاوت زیادی با شهرهای ما و همچنین شهرهای ترکیه ندارند. تنها میزان این نوع رفتارها کم و زیاد دارد. برای مثال مصرف سیگار در میان زنان ترکیه خیلی بالاست که در آسیای میانه همانند ایران گاهی و نه همیشه می‏توان زن یا دختری را رصد کرد که سیگاری به لب دارد.

 

تن‏فروشی (روسپی‏گری)

کسانی که حتی برای چند روز مسافر سرزمین پهناور آسیای میانه باشند، به طور معمول واژه دِئووشکا را می‏شنوند. دِئووشکا (دختر بزرگ) یا دِئووچکا (دختربچه) در زبان روسی به انسان ماده که هنوز پیوند زناشویی نبسته است، گفته می‏شود. دقیقاً برابر با واژه دختر در فارسی، بِنت در عربی، قیز یا کیز در ترکی و girl در انگلیسی است با این تفاوت که یک معنی مجازی هم برای آن وجود دارد. هم‏ارز آن در زبان فارسی می‏شود رفیقه یا به قول امروزی‏ها دوست دختر. در معنی مجای دِئووشکا دیگر مهم نیست طرف پیشتر از این ازدواج کرده یا نه، بلکه منظور این است که آیا در کسوت یک رفیقه ظاهر می‏شود یا خیر. بنابراین دِئووشکا ممکن است زنی 35 تا 40 ساله هم باشد.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

دوشنبه - تاجیکستان 

 

نمی‏دانم تا اینجای کار چه تصوری از روسپی‏گری زنان در آسیای میانه دارید ولی خیال‏تان را آسوده کنم که چیزی به نام جنده‏خانه و یا فاحشه‏خانه در این جا وجود ندارد اما این دلیل نمی‏شود که بگوییم اساساً بازار آمیزش‏های جنسی خارج از چارچوب خانواده تعطیل است. بلکه بر عکس کمی هم داغ است. منتهی شکل و شمایل آن نه مانند امارات و ترکیه، که تا حدی شبیه کشور خودمان است! اما به سخت‏گیری ایران نیست. یعنی نه پلیس و نه مردم هیچکدام دنبال کسی نیستند و می‏توان گفت به نوعی این مسئله را پذیرفته‏اند. گر چه گاهی فیلم بازی می‏کنند و بگیر و ببندهایی راه می‏اندازند. به همین دلیل کم نیستند، رانندگان، فروشندگان، متصدیان هتل و مسافرخانه‏ها و حتی افراد بیکار و دوره‏گرد وقتی به مسافر غریبه‏ای می‏رسند، یواشکی می‏گویند دِئووشکا دِئووشکا یا اگر فارسی‏زبان باشند می‏گویند «آیا دِئووشکا در کار هست؟» وقتی چند و چون این مسئله را با خودشان طرح می‏کنی، می‏گویند پرابلم problem نیست و خیلی عادی با این قضیه برخورد می‏کنند. برخی از رانندگانی که من به خدمت گرفته بودم، اذعان می‏کردند یک یا دو رفیقه زیر سر دارند و نگران خانواده خود نیز نبودند. جوری صحبت می‏کردند که این هم از حقوق مسلم‏شان است ولی همگی اعتراف می‏کردند رابطه‏شان پنهانی است. در واقع همانند همان پدیده زیرآبی رفتن کشور خودمان است که در ظاهر همگان شیعه اثنی‏عشری‏اند ولی در خلوت هر که هر چه می‏خواهد، می‏کند!

پدیده روسپی‏گری در جوامع انسانی چند دلیل مشترک دارد و متناسب با هر منطقه دلایل خاصی نیز می‏تواند داشته باشد. این که می‏گویند فقر و فحشا، تقریباً یک قاعده جهانی است و طبیعتاً آسیای میانه از این داستان جدا نیست. می‏توان تصور کرد در چنین کشورهای نویافته‏ای که روزگاری همگی زیر یک پرچم بودند و به طور طبیعی از یک خزانه می‏خوردند و حالا ناچارند خودشان باشند، چه مشکلاتی پیش روی‏شان است. اگر داستان فقر و فحشا در ایران به سبب گرایش‏های تجملی و زیاده‏خواهی برخی زنان شکل گرفته باشد، در آسیای میانه جور دیگری است و این جا به واقع برای لقمه‏ای نان است نه پوشیدن تنپوش‏های گرانقیمت!

 در ابتدا پدیده روسپی‏گری حرفه‏ای و سازمان یافته در این کشورها چنان موجی به راه انداخت که تقریباً همه دولت‏های آسیای میانه وارد عمل شدند و قوانین ویژه‏ای گذراندند. قربانیان این داستان عموماً سر از استانبول، دبی، آنتالیا و بانکوک در می‏آوردند. پیش از این نوشتم در ترکمنستان پس از ساعت 11 شب هیچ زن تنهایی حق ندارد در خیابان قدم بزند و اگر پلیس ببیند بی‏درنگ دستگیر می‏کند. در همین کشور رابطه نامشروع جنسی اتباع بیگانه با زنان ترکمن در صورتی که منجر به دستگیری شود، 15 روز زندان و دیپورت (اخراج) را به همراه دارد. حتی مرز غربی این کشور با ایران که مدتی بسیار فعال بود، به دلیل همین افراط‏کاری‏ها بسته شد و اینک هموطنان ترکمن که درست در یک قدمی کشور ترکمنستان هستند، برای ورود به این کشور ناگزیرند حدود 600 تا 1000 کیلومتر به سمت شرق بیایند و از مرزهای لطف‏آباد، باجیگران یا سرخس بگذرند! پلیس ازبکستان نیز با قاچاقچیان زن به کشورهای دیگر به شدت مبارزه می‏کند. در تاجیکستان این گونه روابط دارای جریمه سنگین مالی است ولی پلیس شهر دوشنبه از این قانون سوء استفاده می‏کند که شرح آن را پیشتر نوشتم. در قزاقستان و قرقیزستان کمی آسان‏تر با این پدیده برخورد می‏کنند ولی در هر حال قانونی تلقی نمی‏شود.

علاوه بر فقر که همواره دلیل اصلی روی آوردن زنان و دختران به تن‏فروشی است، مشکل خاص دیگری در منطقه آسیای میانه وجود دارد که به شدت آن دامن می‏زند. نرخ بیکاری در این کشورها بالاست و زیرساخت آن‏ها نیز جوابگوی اشتغال و معیشت مردان و جوانان جویای کار نیست. در نتیجه میلیون‏ها نفر از نرینگان هر 5 کشور برای کار به شهرهای مختلف روسیه می‏روند و دست کم 6 ماه در آن جا می‏مانند. این تعداد برای تاجیکستان 7 میلیون نفری، در حدود 1.5 میلیون نفر است که دست کم دو فصل بهار و تابستان را در روسیه می‏گذرانند. یعنی تقریباً نیمی از مردان تاجیک خارج از کشور مشغولند. از این نظر تاجیکستان در فصل بهار و تابسان یک کشور زنانه است. در کشورهای دیگر نظیر قرقیزستان و ازبکستان نیز چنین است و البته کمتر. اینک می‏توان تصور کرد که چه اتفاقی می‏تواند برای جمعیت میلیونی زنان این منطقه که دسترسی به جنس مخالف را ندارند، بیفتد.

 پدیده زنان خیابانی که در کشور ما نقل و نبات است و در ترکیه اصلاً نیست، به شکل بسیار خفیفی در برخی شهرهای آسیای میانه رواج دارد ولی در کل آن قدر کم‏رنگ است که بهتر است بگوییم نیست. وقتی از آرامگاه بهاءالدین نقشبندی –حومه بخارا- باز می‏گشتم، دختری کنار جاده ایستاده بود که همان زمان یک خودروی نسبتاً لوکس کنارش ایستاد. به راننده ازبکی‏ام گفتم این از آن‏هاست که وی با زبان نیم بند فارسی گفت آری. گفتم زیادند یا کم. او می‏گفت زیاد هستند اما کمتر کنار خیابان می‏ایستند. با توجه به قانون منع تردد زنان تنها پس از ساعت 11 شب ترکمنستان نیز می‏توان چنین برداشت کرد که پدیده زنان خیابانی در آن کشور هم ظاهراً نمودی دارد. گر چه خود من در طول سه روز اقامتم چیزی ندیدم. در مجموع می‏توان چنین برداشت کرد که بازار عرضه و تقاضای لذت‏های زودگذر آسیای میانه همچون کشور ما  وابستگی به خیابان ندارد و به شکل‏های دیگر این روابط برقرار می‏شود که طبیعتاً معضل ترافیک و مصرف بیهوده بنزین نیز در پی ندارد.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

پوشش متفاوت دختران روسی- دوشنبه - تاجیکستان 

 

اقلیت روسی ساکن در آسیای میانه از نظر اقتصادی تقریباً همسنگ دیگر هموطنان‏ بومی‏شان هستند. با این تفاوت که هم از نظر فرهنگ قومی خویش و هم از نظر دینی که عموماً مسیحی‏اند، چندان گرفتار اما و اگرهای رایج نیستند و چنانچه لازم باشد، تن خویش را به بهای اندکی اجاره می‏دهند. ضمن این که روس‏ها اساساً به چنین مسائلی نگاه منفی ندارند و چه بسا یک دختر و یا زن جوان روس، هر کدام از این موارد را یک فرصت برای جاه‏طلبی‏های گوناگون زندگی‏اش بپندارد!

 موضوع دیگری که برای من خیلی عجیب می‏نمود، آمادگی زیاد بسیاری از مردان برای واسطه‏گری یک رابطه جنسی بود. در کشور خودمان افراد زیادی را می‏شناسیم که سرتاپا غرق در روابط گوناگون جنسی هستند ولی اگر قرار باشد برای کس دیگری واسطه‏گری بکنند، به صورت ناگهانی غیرت می‏ورزند و می‏گویند مگر ما جاکشیم؟ در واقع ایرانیان نسبت به این بخش قضیه خیلی حساسیت دارند در حالی که اهالی آسیای میانه همانند فروش سیگار و خیار و پسته و ‏مرغ، این قلم را نیز در دستور کار دارند و گویا برای‏شان فرقی نمی‏کند که یک کیلو عسل بفروشند و یا دِئووشکایی را برای کسی جور کنند. البته صددرصد افراد جامعه این گونه نیستند ولی آن قدر زیادند که یک آدم تازه‏وارد گمان می‏برد این‏ها همه این کاره‏اند.

 

مطالب مرتبط:

تركیه، زن و باقی ماجرا

میراث شووینیسم روسی

زبان فارسی در آسیای میانه

 سفرنامه ترکمنستان

سفرنامه ازبکستان

سفرنامه قزاقستان

سفرنامه قرقیزستان

سفرنامه تاجیکستان

سفرنامه ترکیه

نوشته شده توسط هوشنگ سامانی Hooshang Samani در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 ساعت 19:38 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar